ورود به حساب ثبت نام جدید فراموشی کلمه عبور
برای ورود به حساب کاربری خود، نام کاربری و کلمه عبورتان را در زیر وارد کرده و روی “ ورود به حساب” کلیک کنید.





اگر فرم ثبت نام برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.









اگر فرم بازیابی کلمه عبور برای شما نمایش داده نمیشود، اینجا را کلیک کنید.





نمایش نتایج: از 1 به 7 از 7
Like Tree19Likes
  • 4 Post By admin
  • 1 Post By hossein123
  • 4 Post By reza_as
  • 1 Post By hossein123
  • 5 Post By مینو30
  • 2 Post By hossein123
  • 2 Post By hossein123

موضوع: یکی‌ از فانتزیام اینه که... + جدید

  1. #1
    admin
    مديريت كل سايت
    تاریخ عضویت
    2011/12/06
    محل سکونت
    تربتي ها !!
    نوشته ها
    4,363
    7
    14
    میزان امتیاز
    2604

    یکی‌ از فانتزیام اینه که... + جدید


    یکی از فانتزیای عیدم این بود که مراسم عید دیدنی مثه مراسم خواستگاری بشه وسط مراسم یکی بلند بگه : خب دیگه بریم سر اصل مطلب ؛ بعد همه عیدیاشون رو بدن ما انقدر معطل نشیم !


    ---------------------------------------------------


    یکی از فانتزیام اینه این مخترع کلمه ی فانتزیو ببینم و ازش به خاطر این که موجبات شادی و تفریح ما را فراهم کرده تشکر کنم بعد برم تو افق محوم نشم !


    ---------------------------------------------------

    مهم ترین فانتزی زندگیم اینه که یه روز منو بفرستن کره جنوبی فقط ۴۸ساعت بهم وقت بدن تمام چیزایی که توی این چند سال میخواستم از اینترنت دانلود کنم ولی به خاطر سرعت پایین نتونستم رو دانلود کنم برگردم ، به خدا بر می گردم !!!


    ---------------------------------------------------


    تو این روزا اگه دیدین یه دانشجو نشسته یه نگاه به افق میکنه یه نگاه به گوشیش باز یه نگاه میندازه به افق باز به گوشیش بعد به افق خیره میشه بعد باز به گوشیش نگاه میکنه بعد به افق خیره میشه و محو میشه بدونین داره با گوشیش معدلشو حساب میکنه ببینه مشروط میشه یا نه !!!


    ---------------------------------------------------


    یکی از فانتزیام اینه که یه روزی علم به جایی برسه که بشه غیب بشیم بعد من برم خونه آقای فلانی ببینم پسر/دختر آقای فلانی از صبح تا شب چه غلطی میکنه که بابام این همه دوسش داره و از تعریف میکنه !


    ---------------------------------------------------


    یکی از فانتزیای جدیدم اینه که جلوی در دانشگاه در حالی ک دارم گوشیمو به راحتی از جیبم درمیارم سوار پرایدم بشم و باهاش جلو چشم دخترای دانشگاه یه تکاف مشتی بکشم و تو گرد و خاکش محو شم !


    ---------------------------------------------------


    یکی از فانتریام اینه که یه لباس قدیمی بپوشم تو جیبش پسته پیدا کنم !


    ---------------------------------------------------


    یکی از فانتزی هام اینه که یه دفعه یه فانتزی بنویسم بعد یکی از کارگردان های هالیود (بر حسب اتفاق پارسی هم بدونه) بیاد بگه من از این فانتزی شما خیلی خوشم اومده میخوام اونو یه فیلم کنم و این داستان شمارو ۲ملیون دلار خریدارم !
    منم با غرور کامل قبول کنم و اونم ۲میلیون دلار رو بده به من و فیلمش فروش بالایی کنه بعدش همه ی کارگردان های دیگه هم برای داستان فیلم هاشون بیان سراغ من ولی دیگه حیف دیر شده چون من با اون دو میلیون دلار یه پراید ، ۳۰ کیلو پسته ، یه گوشی از اونایی که راحت از جیب درمیاد و یه بلیط به افق خریدم و رفتم تو ویلای افقم زندگی میکنم و جواب هیچ کسم نمیدم حتی شما دوست عزیز …


    ---------------------------------------------------


    یکی از فانتزیام اینه که شب عروسیم رو سر همه پسته بریزم و ماشین عروسم هم پراید باشه !
    خدایا یعنی میشه ؟؟؟


    ---------------------------------------------------


    یکی از فانتزیام اینه که یه ساعت داشته باشم که سر جلسه هر امتحانی وقتی اونو میزنی زمان وایسه بعد برم همه جوابارو از رو کتاب ببینم و همیشه بهترین نمره رو بگیرم و وااااااااااااای آب قند بدید …


    ---------------------------------------------------


    یکی از فانتزیام اینه که توی خیابون کنار یه کارتن خواب و گدایی بزنم کنار پارک کنم از ماشین پیاده شم ، طرف که اومد دستشو دراز کرد سوییچ رو بندازم تو دستش بگم : بیاااا ماله تو ! کارتن خوابه هم با تعجب و شوک زدگی بگه : آقا پس خودتون چی ؟؟؟ منم همینطور که دارم میرم رومو برگردونم و بگم : دلم میخواد تا افق قدم بزنم و بعد از چند لحظه دوباره برگردم تا یه لبخندی نرمی بزنم و برم که محو بشم ببینم کارتن خوابه زودتر از من تو خیابون محو شده باشه !!!


    ---------------------------------------------------


    یکی از فانتزیام اینه که وختی تو راهرو دارم راه میرم بخورم به یه دختره کل وسایلش بریزه زمین منم از کنارش رد بشم و بگم اووووی مگه کوری ؟
    همش که نباید بریم براش جمع کنیم بعد عاشقش بشیم بریم بگیریمش !!! والا …


    ---------------------------------------------------


    یکی از فانتزیام اینه دوس دخترم بمیره بعد منم تیپ مشکی بزنم ، عینک دودی بزنم ، برم سر خاکش بعد همه بگن خدا بیامرز عجب چیزی تور کرده بود حیف شد واقعا …


    ---------------------------------------------------


    یکی از فانتزیام اینه که وقتی زیپ شلوارمو میارم بالا زبونمو نیارم بیرون ، هر کاری میکنم نمیتونم !



    منبع:lifesms.ir
    تعریف نهایی موفقیت : شما می توانید با از دست دادن همه آنچه دارید، مشکل پیدا نکنید ..


    شادی ها بر مبنای عوامل بیرونی نیستند ..
  2. #2
    hossein123
    كاربر سايت
    تاریخ عضویت
    2012/12/05
    محل سکونت
    تربت
    نوشته ها
    1,383
    0
    0
    میزان امتیاز
    1449
    قشنگ بود ممنون
    admin این را میپسندد.
  3. #3
    reza_as
    تربتي اصيل
    تاریخ عضویت
    2012/04/12
    محل سکونت
    تربت-مشهد
    نوشته ها
    596
    0
    0
    میزان امتیاز
    1194
    یکی از فانتزیام اینه که سر جلسه یه امتحان خوف نیم ساعت تاخیر داشته باشم و با اعتماد به نفس وارد سالن امتحانات بشم و با چهره مضطرب دانشجویان و نگاه عاقل اندر سفیه مراقب مواجه ! بعد برم روی صندلی خودم که روبه روی مسئول امتحاناته بشینم و در خودکارمو با دندونم باز کنم و شروع کنم به نوشتن و در حالیکه مسئول امتحانات فشارش افتاده و کف و خون قاطی کرده و هنوز نیم ساعت به آخر امتحان مونده از جام بلند شم و برگمو تحویل بدم و به محض اینکه به در خروجی رسیدم سرمو به اندازه ۳۷درجه بچرخونم و با حضار در جلسه خداحافظی کنم و بعدش دوربین از نمای پشت بوم دانشگاه منو نشون بده که دارم توی حیاط قدم میزنم و لابه لای جیک جیک گنجشکا و تلالو نور خورشید و هیاهوی شهر به سمت درب خروجی دانشگاه میرم و در نهایت در انتهای پرسپکتیو خیابون محو میشم …

    یک هفته بعد :
    دوربین داره روی سرامیک های کف سالن حرکت میکنه و با شیب ۵ درجه بالا میاد و به سمت بُرد روی دیوار که چندتا از دانشجوها جلوش جمع شدن و دارن نمره های تک رقمیه خودشونو نگاه میکنن میره و کلوز آپ از راست به چپ برگه نمره های درسهای دیگه رو میگیره که یه دفعه سکوت دل انگیزی سالن رو فرا میگیره و صدای قدم های من که با فاصله ۰٫۷۵ثانیه شنیده میشه و دوربین با سرعت ۱۰رادیان بر ثانیه به سمت سالن میچرخه و صحنه سه بعدی من و سالن رو میگیره و در این لحظه صدای پچ پچ لیدیز اَند جنتلمن هایی شنیده میشه که در گوش هم میگن این همون باباس که سیم ثانیه نوشت و زد بیرون … و در همین اثنا من نمرمو ببینم و سریع یه عقب گرد ۱۸۳٫۵درجه ای بزنم و همون راهی که اومده بودم و برگردم و دوربین بمونه و سالن خالی از دانشجو و پشه هایی که توی نور آفتاب دارن با هم بازی میکنن !
    بعد دوربین رو به سقف سالن بالا بیاد و یه دفعه تصویر بخارآلود بشه و یه جمله از جملات پرمغز و نغز من از لابه لای دود دیده بشه : “و هیچکس نفهمید که من ۱٫۲۵ شده بودم” …
    من
    دوباره من
    سه باره من
    nباره من
    استاد (به شکل ترول که داره میخنده)
    سرامیک ، راهرو ، در و پنجره و سایر مصالح ساختمانی
    دوربین ، صدا ، تدوین گر ، طراح صحنه و اصغر فرهادی
    خانواده های محترم فلان و فلان و فلان و سایر عواملی که مارا در تهیه این فانتزی یاری نمودند !


    admin, hossein123, الي and 1 others like this.
    اگرچه من به چشم تو کمم ، قدیمی ام ، گُمم
    آتشفشان عشقم و دریای پرتلاطمم



  4. #4
    hossein123
    كاربر سايت
    تاریخ عضویت
    2012/12/05
    محل سکونت
    تربت
    نوشته ها
    1,383
    0
    0
    میزان امتیاز
    1449
    این زاویه هایی ک گفتی دقیق نیست ها
    الي این را میپسندد.
  5. #5
    مینو30
    كاربر سايت
    تاریخ عضویت
    2013/05/19
    محل سکونت
    تربت
    نوشته ها
    180
    0
    0
    میزان امتیاز
    978
    .
    یکی از فانتزیام اینه که بابام بفهمه سیگار میکشم بعد بیاد بزنه تو گوشم بگه کصافط چرا سیگار میکشی ؟ برو آب پرتقال بخور ! منم بگم ترجیح میدم سیگاری رو بکشم که صادقانه روش نوشته : سرطان زا تا آبمیوه ای رو بخورم که روش به دروغ نوشته : ۱۰۰% طبیعی … بعد بابام اشک تو چشماش جمع بشه و منم یه لبخند نرمی بزنمو تو دود سیگارم گورمو گم کنم که دیگه با پدرم اینجوری صحبت نکنم …............................................... ............................یکی از فانتزیام اینه که رئیس یه شعبه بزرگ بانک بشم بعد بهم پیشنهاد اختلاس کنن ولی من قبول نکنم بعد شب که دارم تو خیابون با ماشینم برمیگردم خونه (پراید سفید) یهو موبایلم زنگ بخوره و همونایی که بهم پیشنهاد دادن بهم بگن ما دختر همسایه رو گروگان گرفتیم اگه واست مهمه بیا به این آدرس بعد من با مُشت بکوبم رو فرمون و داد بزنم لعنتی ! بعد موبایلو پرت کنم تو خیابون بعد داشبورد ماشینو باز کنم و خشاب تفنگمو پر کنم بعد برسم به اون برجِ نیمه کاره و متروک و داد بزنم کجایین لعنتیا ؟؟؟ بعد یهو ببینم دختر همسایمونو با طناب آویزون کردن به سقف اونم هی داد میزنه بعد ۷ و ۸ نفرم دورم کنن بعد من همشونم تا سرحده مرگ بزنم و برم طنابو باز کنم که یهوو یه چاقو بره تو شیکمم بعد ببینم کاره دختر همسایمون بوده و درحالیکه خون داره فواذه میزنه بهش بگم چرا با من این کارو کردی ؟ اونم یه لبخند کثیف بزنه و بگه اینا همش نقشه بود ، من با اونا همکارم بعد درحالیکه داره میره بهش بگم Game Over … اونم تا برگرده به من نگاه کنه منم کنترل بمبو از تو جیبم در بیارم و ساختمونو منفجر کنم !
    admin, reza_as, محدثه and 2 others like this.
  6. #6
    hossein123
    كاربر سايت
    تاریخ عضویت
    2012/12/05
    محل سکونت
    تربت
    نوشته ها
    1,383
    0
    0
    میزان امتیاز
    1449
    یکی از فانتزیام اینه که
    یه سیمکارت بخرم واسه اولین بار اس ام اس بدم به برنامه ی ۹۰ بعدش برنده شم ! :|
    هر چقدرم بهم زنگیدن جواب ندم و کسی متوجه نشه که من کی بودم . . .
    بعدش آروم آروم برم تو افق محو شم
    admin و reza_as پسندیده اند.
  7. #7
    hossein123
    كاربر سايت
    تاریخ عضویت
    2012/12/05
    محل سکونت
    تربت
    نوشته ها
    1,383
    0
    0
    میزان امتیاز
    1449
    یکی از فانتزی هام اینه که بروسلی الان زنده بود میرفتم میزدم تو گوشش !
    ببینم اخلاق ورزشکاری داره یا نه !
    مطمئنم بعدش تو افق محوم میکرد :|
    .................................................. ......................

    امریکایی ها توفکر اینن که برن مریخ،
    ما ایرانیا نهایت فکرمون اینه که تو فانتزیامون بریم تو افق محو بشیم
    به سلامتی ما ایرانیا !
    .................................................. ...........................
    یکی از فانتزیام اینه که یه شب خونه نرم !
    بعد فرداش بابام پرسید کجا بودی ؟
    بگم پیش یکی از دوستام !
    مامانم به ۱۰ تا از دوستام زنگ بزنه و ۸ تاشون بگن این جا بوده !
    دوتاشونم بگن هنوز اینجاس ! :|
    بابام = :|
    بعد بگم اونجارو نیگا بابا !
    تا حواسش پرت شدن برم تو افق محو شم
    admin و reza_as پسندیده اند.
نمایش نتایج: از 1 به 7 از 7

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Search Engine Optimization by vBSEO 3.6.0